الشيخ حسين المظاهري

324

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

است و هر علمى غرق در علم اوست كه چيزى از پديده ها ، بركنارِاز آن نماند و هر اراده اى ، غرق در ارادهء اوست كه چيزى از ممكنات ، از آن سرباز نتابد . و بلكه مى توان گفت كه هر موجودى و هر كمال وجودى اى ، از فيضِ درگاه او مى تراود و در اين هنگام است كه ، حق چشم او مى گردد كه با آن مى بينند و گوش او كه با آن مى شنود و قدرت او كه با آن كار انجام مىدهد و علمش كه با آن مى فهمند و بخششى كه با آن مى بخشند و در اين هنگام است كه عارف ، در حقيقت ، اخلاق الهى به خويش مى گيرد . " 349 اين بود چكيده اى از بخش يكم . بخش دوم : در تبيين فوايد همين نعمت بزرگ است . اگر چه بايد آن را از بزرگترين نعمتها به شمار آورد ، و اگر اساساً فايده اى هم بر آن مترتّب نمى بود وجودش ما را بسنده خواهد بود ، زيرا بايد آن را گواراتر از هر چيزى دانست كه علّت همهء پديده ها و آرام چشم همهء عارفان است . و مقرّبان ، در هر دو سرا ، در پرتو آن به نعمت دست مى يازند و نعمت گوارايى جز آن ندارند ، و با آن است كه در قيامت تا ابد سرمست مى گردند و كمال مى يابند ، و سير ايشان از حق در حق ، آنجا صورت مى پذيرد . و حتّى در اين دنيا ، در پرتو همين شجره طيبه اى هستند كه ريشه آن ثابت و شاخه اش در آسمان است . و هميشه به اذن پروردگارش ، ميوه هاى خود را فرا پيش مى نهد . قلم اينجا رسيد ، سر بشكست . ما كجا و اين مباحث كجا ! ما كجا و اين يادها كجا ! ما حتّى شايستگى گفتگو و مكاتبه ، پيرامون اين مقوله هاى مهم را نداريم اگر چه لقلقله و حرفى دربارهء اين همه اسرارى كه ويژهء اهل خداوند متعال است باشد . بار خدايا ! تو مى دانى كه ما دوستداران اين اسرار ، و لذت برندگان اين گونه نوشتارهاييم ، اگر چه در شمار اغياريم ، پس تو را به حقّ شريفترين عارفان ، حضرت محمّد ( ص ) ، سوگند مى دهيم كه قطره اى از اين چشمه گوارا در كام ما فروريزى .